سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ این روزها همه ما داغدار و عزادار هستیم. اما یادمان نرود که شهادت رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنهای، نقطه پایان راه نیست و نباید ناامید شویم. حالا که حضرت آقا درمیان ما نیستند، نکند فکر کنیم راه و نهضت انقلاب تمام شده است.
خدا در قرآن میفرماید: «وَما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلُ * أَفَإِن ماتَ أَو قُتِلَ انقَلَبتُم عَلىٰ أَعقابِکُم * وَمَن یَنقَلِب عَلىٰ عَقِبَیهِ فَلَن یَضُرَّ اللَّهَ شَیئًا * وَسَیَجزِی اللَّهُ الشّاکِرینَ: محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ (و اسلام را رها کرده، به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهیدکرد؟) و هرکه به عقب بازگردد، هرگز به خدا ضرری نمیزند و خداوند بهزودی شاکران (و استقامتکنندگان) را پاداش خواهد داد.» (آلعمران، ۱۴۴) اندکی در این آیه تفکر کنیم و با آیات قرآن، راهمان را پیدا کنیم.
جنگ احد بود؛ در همان حال که آتش جنگ میان مسلمانان و بتپرستان بهشدت شعلهور بود، ناگهان صدایى بلند شد و کسى گفت: «محمد را کشتم... محمد را کشتم.» انتشار این خبر، به همان اندازه که بر روحیه بتپرستان اثر مثبت گذاشت، درمیان مسلمانان تزلزل عجیبى ایجاد کرد.
جمعى که بیشترین تعداد را تشکیل مىدادند، به دستوپا افتادند و بهسرعت از میدان جنگ خارج مىشدند، حتى بعضى در این فکر بودند که با کشته شدن پیامبر (ص)، از آیین اسلام برگردند و از سران بتپرستان، امان بخواهند. اما درمقابل آنها افرادی فداکار و پایدار همچون امیرالمؤمنین (ع)، ابودجانه و... بودند که بقیه را به استقامت دعوت مىکردند؛ ازجمله «انسبننضر» که به میان آنها آمد و گفت: اى مردم! اگر محمد (ص) کشته شد، خداى محمد کشته نشده است؛ بروید و پیکار کنید و در راه همان هدفى که پیامبر کشته شد، شربت شهادت بنوشید!
یکی از تذکراتی که آیه بالا به مسلمانان میدهد، این است که اسلام، آیین فردپرستى نیست و به فرض که پیامبر (ص) در این میدان شربت شهادت مینوشید، وظیفه مسلمانان بدون تردید ادامه مبارزه بود؛ زیرا با مرگ یا شهادت پیامبر (ص)، اسلام پایان نمییابد، بلکه آیین حقى است که تا ابد جاویدان خواهد ماند. مسئله فردپرستى از بزرگترین خطراتى است که مبارزاتِ هدفمند را تهدید میکند.
وابستگى به شخص معین، حتی اگر حضرت رسول (ص) باشد، مفهومش پایان یافتن کوشش و تلاش براى پیشرفت، به هنگام از دست رفتن آن شخص است و این وابستگى یکى از نشانههاى بارز عدم رشد اجتماعى است. همانطور که در طول تاریخ بارهاوبارها مردم، رهبرشان را از دست دادهاند؛ همانطور که بعد از شهادت امامان (ع)، راه به بنبست نرسید و پیام رهبران حق تاریخ به مردم این است: «هدف ما، از خود ما بالاتر است و هرگز با نابودى ما، نابود نخواهد شد!»
در مجمعالبیان، از امامباقر (ع) نقل شده است: «على (ع) در روز احد شصت زخم برداشت. پیامبر (ص) دستور داد به معالجه جراحات آن حضرت بپردازند. چیزى نگذشت که آنها با نگرانى به خدمت پیغمبر (ص) عرضه داشتند وضع بدن امیرالمؤمنین (ع) طورى است که ما هر زخمی را میبندیم، دیگرى گشوده میشود و زخمهاى تن او آنچنان زیاد و خطرناک است که ما نسبتبه حیات او نگرانیم.
پیغمبر (ص) و جمعى از مسلمانان بهعنوان عیادت به منزل ایشان وارد شدند، درحالىکه بدن او یکپارچه زخم و جراحت بود. پیامبر (ص) با دست مبارک خود، بدن او را مسح میکرد و میفرمود: کسى که در راه خدا اینچنین تلاش کند، آخرین درجه مسئولیت خود را انجام داده است و زخمهایى که پیامبر (ص) دست بر آن میکشید، بهزودى التیام مییافت.
امام علی (ع) در این هنگام گفت: الحمدللّه که با این همه، فرار نکردم و پشت به دشمن ننمودم.» ما هم حالا که حضرت آقا شهید شدهاند، نباید ایمانمان بلرزد. نباید پاهایمان سست شود. باید محکمتر پای آرمانهای انقلاب بایستیم. اصلا اعتقادمان این است که خون شهید، دلها و ایمانها را محکمتر میکند.
آقای قرائتی در تفسیر نور مینویسد: «زمانى به نوشتن این آیه رسیدم که بنیانگذار جمهورى اسلامی، حضرت امامخمینى (قدس سره)، به ملکوت اعلى پیوست و در تشییع پیکر ایشان حدود ۱۰ میلیون نفر در تهران شرکت کردند. مسلمانان ایران براساس همین آیه، بر پیمان خود استوار ماندند و با انتخاب رهبرى عادل و فقیه، «آیتالله خامنهاى»، با امام و آرمانهاى بلند او تجدیدبیعت کردند.» حالا هم وظیفه ما همین است.
زمانی که خبر شهادت رسول خدا (ص) را شایعه کردند، باوجود همه مشکلات و انتشار خبر شهادت ایشان، عدهای از رزمندگان سپاه اسلام دست از جهاد برنداشتند؛ برای همین قرآن کوششهاى آنها را مىستاید و آنان را بهعنوان شاکران و کسانى که از نعمتها در راه خدا استفاده کردند، معرفى مىکند و مىفرماید: «خداوند بهزودى این شاکران را پاداش نیک مىدهد: وَ سَیَجْزِی اللّهُ الشّاکِرینَ.»
بهتر است از زبان خود شهید عزیزمان، حضرت آقا، بشنویم تا اثر این جملات، دلمان را محکمتر کند: «اگر قرار باشد با مبانی دینی و فلسفه دین، راجع به این قضیه [شهادت]صحبت کنیم، خواهیم دید دقیقا همینطور است؛ هیچ چیزی بالاتر از این نیست که انسانی به دست خود، با اراده و اختیار خود، جان و هستی خود را فدای یک آرمان بزرگ و والای الهی کند. معنای شهادت، این است؛ لذا شهادت در پیشگاه پروردگار، تعبیر ویژهای دارد.
در قرآن، کشته شدن در راه خدا یک مرگ نیست: «افأن مات او قتل». [قرآن]در این آیه کشته شدن در راه خدا را با مرگهای معمولی، یکسان بهحساب نمیآورد. در معیار الهی و با دیدگاه دینی و قرآنی، یک مفهوم دیگر و یک معنای فاخری است، از اینرو کسی که این عطیه الهی شامل حال او میگردد و در راه خدا شهید میشود، این خود سپاسگزاری خداست.» (دیدار با خانواده شهدا، سال ۱۳۷۷)